تبليغاتX
هر دم بیل

 


    دوشنبه 30 مرداد1385

 

 

فقط و فقط اوموم که بگم زنده ایم.. و زنده ام...میایم همه به زودی..من این بر و بچ رو مجبور میکنم دوباره برگردن..مگه چاره دیگه ای دارن؟!

همه دوست دارن اینجارو..پس میان...

فقط کامنت و نظرات دلگرم کننده یادتون نره تورو خدا!!!

خوش باشین...

آنی

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 17:56 | لینک



    جمعه 12 اسفند1384

 

END......

 

گفتن بعضي چيزا هيچ لزومي نداره ،

برو كارتو بكن ، به كسي هم چيزي نگو ،

بعدش واسه خودت بشه يه راز سر به مهر .

 

 

بعضي از شبا يا روزاي خاص ، واست خاص ميمونن ؛

مثل شب تولد ، شب قبل از كنكور ارشد ، ......

 

 

بعضي وقتا بايد حرفاي بعضيا رو كه شايد قبولشونم نداري ،با آب طلا بنويسي!

 

 

خودكار قرمزم رو ور ميدارم .

روي همه چي يك ضربدر قرمز پررنگ ميكشم.

از همون ضربدرها كه وقتي تقلب ميكني ، رو ورقه ت ميكشن و ردت ميكنن ،

تا هميشه يادت بمونه ديگه تو ورق بقل دستيت يواشكي ديد نزني يا چيزي بهش نرسوني.

سرت به كار خودت بند باشه ،

اگه ديدي يكي داره ميافته ، دستشو نگير، هلش بده تا محكمتر بيفته .

اين قانون روزگاره .

اصلا هم فكر نكن كه اين ضرب المثلايي كه از بچگي تو گوشت مثل ورد هر صبح و شب خوندن ،راسته !

" تو نيكي ميكن و در دجله انداز ......... "

 

 

 

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 11:16 | لینک



    دوشنبه 20 تیر1384

 

 

آپدیت شد

پ.ن :

اونم فقط واسه اینکه خاطره ش خیلی عزیز بود ! و الا من با همه این هر دم بیلیا قهرم !  

 

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 0:54 | لینک



    پنجشنبه 19 خرداد1384

 

 

قطره بارانم...كوچكم...اما...

 

دست دريا را هميشه پشت سر دارم.

 

من به صبح روشن فردا اميدوارم.

.

.

.

* بذارين برم من.....................

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 7:41 | لینک



    سه شنبه 17 خرداد1384

 

قاصدک آرزوها....

 

از وقتی کوچیک بودم هروقت نا خود آگاه یه قاصدک از جلوم رد می شد می گرفتمش و هر دعا یا آرزویی که اون لحظه داشتم میکردم بعد قاصدک رو فوت میکردم تا باد با خودش ببره پیش خدا.یه جورایی اطمینان قلبی پیدا می کردم که آرزوم حتما بر آورده میشه( البته اصلا یادم نیست که تا حالا بر آورده شده یا نه؟!!:) ...3-4سالی میشد قاصدک دور و بر خودم نمی دیدم ...تا امروز

امروز بازم داشتم واسه کارشناسی ارشد نقشه میکشیدم (همیشه همین طوره هر وفت امتحان آخر ترمه حال کارای غیر درسی بیشتر از درسه:)

زنگ زدم و ازپرسپولیس قیمت جدید کلاسا رو گرفتم. بی شرفا مثل ... هر ترم میکشن رو قیمت ( همه قیمتا 20 درصد بیشتر از ترم قبل شده حساب کردم واسه 5 تا درس و آزمون در کل میشه 800 تومان!!!

بعدبا خودم فکر کردم مامان بابای من هیچوقت چنین لطفی در حق من نمی کنن( نیست چون سوگلیشونم هستم:)

رو تخت دراز کشیده بودم داشتم فکر می کردم از کدوما بزنم که اینقده گرون وای نسه و خلاصش به این نتبجه رسیدم که یک ارشد اصلا ارزش نداره که آدم بخواد 800 روش مایه بزاره و تصمیم گرقتم فقط تو آزموناش شرکت کنم .....( اما من آرزوم این بود که برم سر کلاس  پایگاه روحانی رانکوهی ..(120 تومان)....

خلاصه دمق ازهمه جا درازکشیدم داشتم پفک با طعم پیتزا میخوردم که یه دقعه یه قاصدک گنده رو جلوی دماغم دیدم ...ذوق کردم یاد بچگیام افتادم با نوک انگشتم گرفتمش و رفتم لب پنجره و گفتم خدایا من به اون چیزی که میخوام باید برسم پس کمکم کن...بعدش فوتش کردم رفت بالای بالا پیش خدا

 

**دلم میخواد این رویاهای دوران بچگی همیشه صحت داشته باش....

 

**کسی میدونه روحانی رانکوهی غیر از پرسپولیس  کجا درس میده؟؟؟؟؟

 

ارسالی :حاج خانومی

 

 

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 21:48 | لینک



    جمعه 6 خرداد1384

 

 

گل سرخ

او مرا برد به باغ گل سرخ

و به گيسوهاي مضطربم در تاريكي گل سرخي زد

و سرانجام

روي برگ گل سرخي با من خوابيد

اي كبوترهاي مفلوج

اي درختان بي تجربه يائسه

اي پنجره هاي كور

زير قلبم و در اعماق كمرگاهم

اكنون

گل سرخي دارد مي رويد گل سرخ

سرخ مثل يك پرچم در رستاخيز

آه من ابستن هستم

آبستن ابستن

محمد

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 19:39 | لینک



    چهارشنبه 4 خرداد1384

 

 

 

 

دلم برات تنگ شده عوضی

دوست دارم

تو گوه خوردی که منو فراموش کردی

یعنی واقعا ممکنه من بقدری دلم برات تنگ بشه که بشینم برات گریه کنم ،

ولی تو منو فراموش کرده باشی !

 

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 23:25 | لینک



    سه شنبه 27 اردیبهشت1384

 

آب هندوونه

 

 

خدایا مال ما رو تنگ کن ! مال این از ما بدترون رو هم تنگ کن !

آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن ...

حاجی

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 15:30 | لینک



    یکشنبه 18 اردیبهشت1384

 

 

              روز تولد من ميلاد عشق پاكه

                             براي شكر اين روز پيشونيتون به خاكه

تولدم مبارك ..........................................

      

۱۸/۲/۱۳۶۴ خورشيدي يادآور روزي بزرگ براي ايرانيان است  

محمد

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 1:31 | لینک



    پنجشنبه 15 اردیبهشت1384

 

 

اي انكه به جز تو هوائي به سرم نيست...كسي در نظرم نيست

 

جز ياد عزيزت...كسي همسفرم نيست ...مرا يار دگر نيست

 

ديشب نشستم فيلم عيد عزيزانمو نگاه كردم.دلم براي همشون يه ذره شده.

 

بهناز عزيزم٬ بهيندخت مهربونم٬ بهزاد عزيز و دوست داشتني و غريب دور از وطنم...

 

مري خوشگل و مهرداد شيطونم........

 

 

تنها اميد : گذر زمان

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 12:23 | لینک



    دوشنبه 12 اردیبهشت1384

 

 

عشق گرفته تفرقه سفر میری بی بدرقه    

تکلیف رویاهام چی شد دست تو بود بی دقدقه

عاشقی اما نداره

جنون که هاشا نداره

از همشون عاشق ترم

این دیگه دوا نداره

ساده نمیشه تورو داشت باید پیشت ستاره کاشت

ماه باید از آسمون رو طاق چشم تو گذاشت من از تو دل نمیکنم عاشق ترینشون منم ساز مخالف بزن من ولی دم نمیزنم

اي واي چقدر هوس كردم اينو گوش بدم ولي چرا پيداش نميكنم  واي نكنه پاك شده باشه...!

 

محمد

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 1:25 | لینک



    یکشنبه 11 اردیبهشت1384

 

 

تو كه اين كاره نيستي ٬ غلط ميكني اين كارو ميكني!!

 

تو كه تا تقي به توق ميخوره ٬وجدان درد ميگيري٬

 

غلط ميكني كاري كه بعد ميدوني به ...خوري ميفتي رو انجام ميدي.

 

اگه بعضيارو ميبيني پوستشون كلفته٬يادت بيفته ظرفيت تو سواي اوناس.

 

تو ٬ توي بعضي چيزا مثل اين يه كار ظرفيت بالائي نداري.

 

مطمئن باش تا حالا نمردي٬ از اين به بعد هم نميميري.

 

به قول يه دوست:صبوري كن ٬ صبوري.

 

خدا وكيلي يه زمان خيلي كوتاه ارزش اينو داشت كه تو اين 6 روزه انقد خودتو بخوري؟

 

بعدشم وقتي صداي خورد شدنتو شنيده باشي٬ بي خود و بي جهت سگ بشي؟

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 18:31 | لینک



    یکشنبه 11 اردیبهشت1384

 

تجربه سونا با عطر پی پی پخته .

 

شیلنگ اب داغ را روی پی پی مبارک که به سنگ توالت چسبیده است گرفته،

 صورت خود را تا حد امکان به بی ناموسی جای ِ خود نزدیک کنید.

نفس ِ عمیق ......

ارسالی: خانم متخصص

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 15:39 | لینک



    جمعه 9 اردیبهشت1384

 

 

نمیدونم چرا امروز احساس کردم دوست پسرم خودکشی کرد؟ زنگ زد بعد 2روز بدون اینکه چیزی بگه .فقط صدای حلب نفت یا بنزین این چیزا می آمد ..بعد قطع کرد!!!!....(shoutup guy)

من تازه فهمیدم ساناز چه عجوبه ایهههههه...ای ول ساناز جان ای ول، به جان خودم اگه تو این زمینه کاری ادامه بدی خیلی بیشتر پیشرفت میکنی ...

امروز کلی حال کردم از چکی که تو گوش بهمن فدایی زدم ، عمرا فکر نمی کرد اینقده در.... باشم.واسه سارا تعریف کردم ،گفت چه جوری زدی تو گوشش ( پریدی؟...یا ساناز برات قلاب گرفت؟..)!!!

مامان smsهایی که قاسم فرستاده بود رو خوند، ر... به هیکلم رفت ( من امشب زیادی مودبم دست خودم نیست )

خدایا این یارو موسی علی اکبری رو صبر بده ازدست من و گیج بازیام...

همه با صدای بلند همراه با آخرین درجه speaker

تو همون حس غریبی که همیشه بامنی ............ تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی....( ساناز بقیه شو برووووو...)

ارسالی :حاج خانومی

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 23:26 | لینک



    سه شنبه 6 اردیبهشت1384

 

جوانی

 

مادرم صابون activex استفاده می کند !

پورنگ تماشا می کند !

فروه

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 15:45 | لینک



    دوشنبه 5 اردیبهشت1384

 

 

 

امروز من وفروه روز نا ارومي داشتيم.

كلي در به در فروه بودم.

ساعت 9 كه تشريف فرما شد زنگ زدم بستمش به فحش.

35 دقيقه صحبت و درد دل كرديم.

البته من قبلش مزاحم  بعضيا هم شده بودم.

با فروه از وجدان دردم حرف زدم.بخاطر خط بالا.

بگذريم.گفتم فروه بريم يه كم به كارامون برسيم.

تا الان كه هيچي درس نخونديم.

اومدم تو اتاقم.باز چشمم افتاد به اين كامپيوتر لا مذهب.

گفتم يه كوچولو كانكت شم ٬ بعد درس بخونم.(قرار شد من و فروه درس بخونيم)

مسنجرم وا كردم.فقط يه نفر انلاين بود.و اون كسي نبود جز  فروه.

البته مسنجر فروه هم همين وضعبت رو داشت.فقط ساناز بود و هيچكس.

از تمامي عاقلان خواستار اندك مايه دعاي مختصر جهت عاقل شدن اين دو حقير  ميباشيم.

 

ساناز

 

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 22:31 | لینک



    دوشنبه 5 اردیبهشت1384

 

 

امروز بعد یه دعوای مشتی زدم بیرون!

ننم اینا با افه  نگرون  کشتن منو ...

غروب سر خر و کج کردم برگشتم خونه !

فروه

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 21:37 | لینک



    یکشنبه 4 اردیبهشت1384

 

فاز رمانتیک

 

 

هر چي به اين حياطمون نگاه ميكنم هيچ اثري از درخت نارنج نميبينم٬

 

ولي بوي بهار نارنج  ادم مست ميكنه.

 

اينجاس كه بايد گفت:فقط شمال عشقه!!!

 

ساناز

 

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 8:51 | لینک



    شنبه 3 اردیبهشت1384

 

 

 

بابا اين كتاب شبكه ما چيز با حاليه.همين الان با اين جمله برخورد كردم:

 

 

" تنوع استاندارهائي كه ISO  منتشر ميكند٬واقعا جالب و حيرت اور است.

 

تعداد استانداردهاي  ISO  بالغ بر 13000 است.

 

استانداردهائي وجود دارد كه كسي حتي فكر استاندارد بودن انها را نميكند.

 

مانند استاندارد تورهاي ماهيگيري ( ISO 1530) و لباسهاي زير زنانه(4416  ISO )."

 

 

حالا اين سوال برام پيش اومده كه از بين 13000 تا استاندارد چرا 4416 بايد به عنوان مثال اورده شه؟؟؟

 

ساناز

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 20:11 | لینک



    دوشنبه 29 فروردین1384

 

مرسي ...

 

سلام به همه من محمد هستم افتخار اينو پيدا كردم كه با شما همكار بشم از همتون ممنون كه اجازه ورود منو به هردم بيل دايد به خصوص از فروه ...  

محمد

 

نوشته شده توسط یکی از اهالی هر دم بیل در  ساعت 1:54 | لینک


Home
E-mail
Archive

Previous Post

مرداد 1385
اسفند 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383


<-LinkTitle->


Designer

سین